راویان

امانت در نقل ، صداقت در قول

راویان

امانت در نقل ، صداقت در قول

راویان ، وبلاگ متفاوت ، مجالى براى اندیشیدن
مجموعه اى از ؛
روایات ، حکایات ، خاطرات ، داستان ، شعر ، هنر ، طنز ، و .....
فرهنگ ، هنر ، سیاست ،

راویان : " امانت در نقل و صداقت در قول "
محدثى مستند...
گر ترا این حدیث روشن نیست
عهده بر رواى است بر من نیست
" نظامى "

💢 راویان هیچ متن و نوشته‌اى را بدون ذکر سند و منبع اثر منتشر نمی‌کند.
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
يكشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۴۴ ب.ظ

✅ فیض و فیاض


ملا محسن فیض کاشانی و ملاعبدالرزاق فیاض لاهیجی هردو شاگرد و داماد صدرالمتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا فیلسوف و حکیم نامدار بوده اند. که اثر گرانقدر وی، اسفاراربعه، در حکمت وفلسفه بی نیاز از هر گونه توصیف میباشد.

مرحوم سید محمدباقر خوانساری در روضات الجنات ضمن شرح حال فیاض مینویسد: لقب فیض و فیاض را صدرالدین شیرازی شخصا به دوشاگرد و دو داماد دانشمند خود داد که تخلص شعری هر دو نیز بوده است.

سپس از دانشمند نامور میرزا عبدالله اصفهانی مولف ریاض العلما نقل میکند که: نوشته اند وقتى ملاعبدالرزاق از جانب پدرزن به لقب فیاض مفتخر شد، دختر ارشد او که همسر ملامحسن فیض بود از پدر گلایه کرد که فیاض صیغه مبالغه است و پیداست که شوهر خواهر را بر همسر من ترجیح نهاده ای. ملاصدرا جواب داد چنین نیست که پنداشته ای، زیرا که شوهر تو عین فیض و او فیاض است.

فیض که در کاشان اقامت داشته ضمن نامه ای که برای عبدالرزاق لاهیجی که در قم مقیم بوده است این اشعار را نوشت و ارسال داشت و فیاض نیز پاسخ باجناق خود را با شعر جواب گفته است.


قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم  

تحیتی بسوی یار بی وفا بنویسم

ز شکوه بانگ بر آمد مرا نویس، دلم گفت 

به هیچ نامه نگنجی تو را کجا بنویسم

دعا و شکوه بهم در نزاع و من متحیر  

کدام را ننویسم، کدام را بنویسم

اگر سر گله و شکوه وا کنم ز تو هیهات

دگر چه ها به لب آرم، دگر چه ها بنویسم

مداد بحر و بیاض زمین وفا ننماید 

گهی که نامه به سوی تو بی وفا بنویسم

نه بحر ماند و نه بر، نه خشک ماند و نه تر  

اگر شکایت دل را به مدعا بنویسم

چو بر ذکای تو هست اعتماد هیچ نگویم 

ز مدعا نزنم دم، همین دعا بنویسم

نمی شود که شکایت ز دست تو نکند فیض 

شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم

#فیض_کاشانى / متوفی 1091

 

دلم خوش است اگر شکوه گر دعا بنویسی 

که هر چه تو بنویسی به مدعا بنویسی

چو شکوه تو، به است از دعای هر که بجز توست

چه حاجت است که زحمت کشی دعا بنویسی

هزار ساله وفای مرا بس است که گاهی

کنی وفا و مرا نام بی وفا بنویسی

تو راست خامه‌ی جادو زبان عجب نباشد

اگر شکایت بی‌جای من بجا بنویسی

تو گر شمایل خوبی رقم کنی بتوانی 

که هم کرشمه نگاری و هم ادا بنویسی

کتاب درد دلم مشکل است و مشکل مشکل

اگر تو گوش کنی تا بر او چه ها بنویسی

از آن بمن ننویسی تو نکته ای که مبادا  

خدا نخواسته درد مرا دوا بنویسی

مروتی که تو داری عجب ز خویش نداری

که خون بریزی و آنگاه خون‌بها بنویسی!

امید هست که تحریک لطف گوشه چشمی 

کند اشاره که از بهر من شفا بنویسی

تو را که شیوه اخلاصم از قدیم عیان است  

به غیر شکوه بی‌جا به من چرا بنویسی

قبول کرده ام ای دوست جرم ها که نکردم 

مگر تو هم خط بطلان ما مضی بنویسی

عجب ز طالع فیاض نا امید ندارم 

که در کتابت دشنام او دعا بنویسی

#فیاض_لاهیجی / متوفی 1072


#دیوان_فیاض_لاهیجی

تصحیح #امیربانوی_کریمی

#اشعار


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی